انحلال نکاح

علاوه بر طلاق راه های دیگری نیز برای جدایی یا به گفتار حقوقی، انحلال ازدواج وجود دارد که در ذیل به توضیح آن ها می پردازیم:

نکته:

  • بر اساس نظر دکتر کاتوزیان، مرگ یکی از زن و شوهر و همچنین موت فرضی را نیز باید به موارد انحلال نکاح اضافه کرد که در این موارد عقد خود به خود منحل می شود.
  • نکاح را به تراضی نمی توان اقاله کرد.
  • شرط

فسخ نکاح

عقد نکاح از جمله عقود لازم است و هیچ یک از طرفین حق فسخ آن را ندارند. بر اساس ماده 1069 قانون مدنی، (شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است، ولی در نکاح دایم شرط خیار نسبت به صداق جایز است، مشروط بر این که مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلاَ مهر ذکر نشده باشد.) در مواردی که قانونگذار صراحتاَ برای فسخ نکاح پیش بینی هایی کرده است. وجود موارد فسخ، حق فسخ به شخص محق می دهد و با صرف وجود این موارد خود به خود عقد منحل نمی شود. بر اساس ماده 1120 قانون مدنی، عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.

نکته: ( بر اساس نظر دکتر کاتوزیان)

  1. شرط خیار برای فسخ نکاح باطل است ولی عقد را باطل نمی کند.
  2. شرط انفساخ عقد نکاح در صورت ندادن مهر یا تحقق شرط دیگر نیز باطل است.
  3. در موردی که شرط خیار نسبت به فسخ مهر شده است، مشروطٌ له در صورتی حق فسخ قرارداد مربوط به تعیین مهر را دارد که موضوع آن جنبه مالی دارد. (یعنی آن شرط هم مالی باشد. )
  4. پیش بینی فسخ مهر به معنی توافق درباره نکاح بدون مهر نیست که در آن در صورت نزدیکی، مهرالمثل تعیین شود. بلکه این حالت بدل از مهر المسما است.
  5. شرط خیار نسبت به مهر در ازدواج موقت درست نیست.

ویژگی های فسخ نکاح

  1. فوری بودن: اختیار فسخ نکاح فوری است. یعنی به محض اطلاع باید برای فسخ نکاح اقدام نمود. در غیر این صورت این حق ساقط می شود.
    نکته: بر اساس ماده 1131 قانون مدنی، تشخیص مدت لازم برای استفاده از حق فسخ، بر اساس عرف و عادت تعیین می شود.
  2. خیار فسخ نکاح قابل اسقاط است.
  3. خیار فسخ نکاح با ارث منتقل نمی‌شود.
  4. فسخ نکاح نیاز به رضایت طرفین ندارد و کسی که حق فسخ دارد می‌تواند یک طرفه آن را انجام دهد.
  5. فسخ کننده باید بالغ، عاقل و رشید بوده و به عبارت دیگر اهلیت داشته باشد.
  6. زمان عده در فسخ نکاح به اندازه زمان طلاق است. یعنی سه طهر می باشد.
  7. در تمامی این عیوب اگر امکان درمان و برطرف شدن عیوب باشد، دادگاه مهلتی عرفی برای رفع آن در نظر گرفته و در صورت عدم رفع، حق فسخ وجود دارد.
  8. لزوم جهل به عیب: بر اساس ماده 1126، هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.

تفاوت های فسخ نکاح و طلاق

  1. تشریفات: درانجام طلاق تشریفات خاصی مانند حضور شهود و صیغه طلاق، شرایط عادت زن و ... وجود دارد ولی بر اساس ماده 1132 قانون مدنی، در فسخ این تشریفات لازم نیست. ماده 1132 قانون مدنی: در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.
  2. نوع نکاح: طلاق مختص ازدواج دائم است و لی فسخ نکاح در ازدواج موقت نیز وجود دارد.
  3. اذن دادگاه: پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه اذن گرفته شود که به آن اصطلاحاَ گواهی عدم امکان سازش می گویند ولی در فسخ نکاح این اذن لازم نیست و دادگاه صرفاَ وجود حق فسخ را بررسی کرده و اقدامی جهت مصالحه بین زوجین انجام نمی دهد.
  4. شخص دارنده حق طلاق یا حق فسخ: در طلاق، مرد حق طلاق دارد که در مواردی ممکن است آن حق را به زن توکیل کند. ولی در فسخ زن و شوهر، می توانند دارنده حق فسخ باشند.
  5. رجوع در عده: در طلاق رجعی امکان رجوع مرد به زن در زمان عده ممکن است ولی در فسخ این امکان وجود ندارد.
  6. مهریه: اگر شوهر زن خود را قبل از نزدیکی طلاق دهد، زن به هر حال مستحق نصف مهریه است. ( ماده 1092 قانون مدنی) ولی در فسخ اگر پیش از نزدیکی فسخ پیش بیاید، مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد. مگر این که فسخ به دلیل عنن باشد، که در این صورت نیز زن مستحق نصف مهریه خواهد بود.
  7. ایجاد حرمت: بعد از چند بار وقوع طلاق، حرمت ایجاد می شود ولی در فسخ به هر حال حرمتی به وجود نمی آید.  

موارد ایجاد حق فسخ در نکاح

عیوب زن و شوهر

یکی از موارد ایجاد حق فسخ  وجود عیوبی در زن یا مرد  است. این عیوب به دو دسته تقسیم می شوند که در ذیل به توضیح آن ها می پردازیم:

جنون تنها عیوب مشترک بین زن و مرد

جنون تنها عیب مشترک میان زن و شوهر که ایجاد حق فسخ می کند، جنون است. بر اساس ماده 1121 قانون مدنی، جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است. جنون به معنی اختلال عقل می باشد و حالتی است که شخص از ادای وظایف روزانه خود باز می ماند. جنونی که باعث ایجاد حق فسخ می شود، نباید عارضه ای زودگذر و ناپایدار باشد و معالجه شود. در این صورت، برای همسر حق فسخ ایجاد نمی‌کند. بنابراین، صرع، بیهوشی ناگهانی، فراموشی های موقت جنون محسوب نمی شوند.

تفاوت جنون زن با جنون شوهر

بر اساس ماده 1125 قانون مدنی، جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود، موجب حق فسخ برای زن خواهد بود. بنابراین ماده، اگر پس از ازدواج، مرد دچار جنون شود زن می‌تواند به علت جنون شوهر ازدواج را فسخ کند. ولی اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود، مرد نمی‌تواند ازدواج را فسخ کند. بلکه راه طلاق همچنان برای او باز است.

نکته: در صورتی که زن قبل از ازدواج نیز از جنون مرد اطلاع داشته باشد، به نظر می رسد بتواند به واسطه عسر و حرج از دادگاه درخواست طلاق نماید.

عیوب مختص بین زن و مرد

الف. عیوب مختص مرد

این عیوب در ماده 1122 قانون مدنی ذکر شده اند. بر اساس این ماده، عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود :

  1. خصاء ؛
    به معنی اختگی می باشد و در صورتی به زن حق فسخ می دهد که پیش از نکاح حادث شده و زن جاهل به آن باشد و مانع ایفای وظایف زناشویی باشد.
  2. عنن به شرط این که ولو یک بار عمل زناشویی را انجام نداده ‌باشد؛
    ناتوانی مرد در ایفای وظایف زناشویی را عنن می گویند. در صورتی که مرد در هنگام عقد به این بیماری مبتلا بوده و زن به آن جاهل باشد و یا این که مرد در دوران زناشویی به این عارضه دچار شود، زن می تواند با اجازه دادگاه اقدام به فسخ نماید.
  3. مقطوع بودن آلت ‌تناسلی به اندازه‌ای که قادر به عمل‌ زناشویی نباشد.
    این مورد نیز در صورتی به زن حق فسخ می دهد که پیش از نکاح حادث شده و زن جاهل به آن باشد و مانع ایفای وظایف زناشویی باشد.

ب. عیوب مختص زن

عیوب مختص به زن در ماده 1123 قانون مدنی آمده اند. بر اساس این ماده، عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود: 

این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می‌کند که هنگام عقد وجود داشته باشند و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج کرده باشد. (ماده 1124 قانون مدنی)

  1. قرن: در صورتی که گوشت یا استخوانی در آلت تناسلی زن باشد که مانع از انجام وظایف زناشویی و نزدیکی با شوهر باشد، به مرد حق فسخ نکاح می دهد.
  2. جذام: بيماري عفوني پوستی است که خوره نيز ناميده مي‌شود.
  3. برص: بيماري است كه موجب غلبه سفيدي بر سياهي در قسمتي از بدن مي شود.
  4. افضاء: بیماری که انتهاي تحتاني روده بزرگ با مهبل را مرتبط می کند و يا مجاري ادرار و مثانه و مهبل را مرتبط می کند و باعث اختلال روابط جنسي مي‌گردد.
  5. زمین‌گیری: مفلوج شدن زن به طوري كه قدرت حركت نداشته باشد.
  6. نابینایی از دو چشم: نابینایی باید به صورتی باشد كه شخص نتواند ببيند. چپ بودن يا شب‌كور بودن و يا ضعف رؤيت يا ريزش آب در اكثر موارد موجب فسخ نكاح نخواهد بود.

نکته:

  • بر اساس ماده 1127 قانون مدنی، هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد، زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.
  • در صورتی که مردی مبتلا به ایدز باشد، زن مجبور به نزدیکی با وی نبوده و می تواند طلاق بگیرد.

تدلیس و تخلف از شرط صفت

بر اساس ماده 1128 قانون مدنی، هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانیاَ بر آن واقع شده باشد. گاهی به وجود صفت خاص در طرف عقد نكاح تصريح مي شود. به عنوان مثال بكارت در زوجه، دارا بودن شغل خاص براي مرد. گاه نيز تصريح به وصف نمي شود؛ ولي عقد بر فرض وجود آن صفت واقع مي گردد. مثل صحت و سلامت.
در خصوص این ماده ضمانت اجرای کیفری نیز وجود دارد. طبق ماده 647 قانون مجازات اسلامي فريب در ازدواج و تدليس با مجازات تا دو سال حبس تعزيري دارد.
منظور قانون گذار از صفتي كه عقد متبايناَ بر آن واقع شده است، نمي تواند هر شرطی باشد. بلكه به اقتضاي ماهيت عقد نكاح، بايد شرط يا صفتي باشد كه فقدان آن در روابط زوجيت يا بقای نسل، اختلال ايجاد نمايد.

نکته:

  • بر اساس تبصره ماده 23 قانون حمایت خانواده، چنانچه گواهی صادر شده بر وجود اعتیاد و یا بیماری زوجین دلالت کند، ثبت نکاح در صورت اطلاع طرفین بلامانع است.
  • در نکاح، تدلیس زمانی موجب خیار است که به وسیله یکی از طرفین عقد صورت گرفته باشد و یا با تبانی یکی از زوجین از سوی ثالث باشد.

ابطال نکاح

موارد زیر سبب باطل شدن نکاح می شوند:

  1. نكاح با محارم (مواد ۱۰۴۵- ۱۰۴۶- ۱۰۴۷ قانون مدنی)
  2. نکاح با خواهرزن (ماده 1048 قانون مدنی)
  3. نكاح بدون اجازه زوجه با دختر برادر زن و يا دختر خواهر زن وي (ماده 1049)
  4. نكاح با زن شوهردار يا با زني كه در عده طلاق يا وفات است با علم به عده و حرمت طلاق (مواد۱۰۵۰ و ۱۰۵۱ قانون مدنی)
  5. نكاح با زن سابقش كه به واسطه لعان از وي جدا شده است (ماده ۱۰۵۲ قانون مدنی)
  6. نكاح در حال احرام (ماده۱۰۵۳ قانون مدنی)
  7. نکاح زني كه در زمان علقه زوجيت با همسر سابقش و يا در زمان عده رجعيه با وي زنا صورت گرفته است. (ماده ۱۰۵۴ قانون مدنی)
  8. نكاح با مادر، خواهر و يا دختر پسري كه با او عمل شنيع صورت داده است. (ماده۱۰۵۶ قانون مدنی)
  9. نكاح با زني كه سابقاً با دختر يا مادر وي نزديكي به شبهه يا زنا شده است. (ماده ۱۰۵۵ قانون مدنی)
  10. نكاح با زني كه ۳ دفعه متوالي زوجه او بوده و مطلقه گرديده مگر به واسطه دخالت محلل (ماده ۱۰۵۷ قانون مدنی)
  11. نكاح همسر سابقي كه به ۹ طلاق كه ۶تاي آن عدي است مطلقه شده باشد (ماده ۱۰۵۸ قانون مدنی)
  12. نكاح دايم مرد مسلمان با زن غيرمسلمان غير اهل كتاب (ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی) و نكاح مرد غيرمسلمان با زن مسلمان
  13. تعليق در عقد نكاح (ماده ۱۰۶۸ قانون مدنی)
  14. نكاح با زن مجبور و مكره در صورت عدم تنفيذ بعدي (ماده  ۱۰۷۰ قانون مدنی)
  15. عدم تعيين مهر و مدت در عقد موقت (مواد ۱۰۹۵و۱۰۷۶ قانون مدنی)
  16. عدم توالي بين ايجاب يا قبول (ماده ۱۰۶۵ قانون مدنی)
  17. عدم معلوم بودن زن و شوهر براي يكديگر كه موجب شبهه باشد. (ماده ۱۰۶۷ قانون مدنی)
  18. نكاح با دختر باكره بدون اذن ولي قهري و در صورت عدم تنفيذ بعدي ولي و نيز عدم تشخيص مصلحت زوجه توسط دادگاه(ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی)

 بذل مدت

بذل مدت در ازدواج موقت مطرح می شود. شوهر می‌تواند هر وقت که مایل باشد باقیمانده مدت ازدواج موقت را به زن ببخشد و یا به عبارتی بذل کند.

نکته: در عقد موقت شوهر می تواند برای بذل مدت به زن وکالت دهد. این وکالت اگر ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگری شرط شود قابل فسخ نیست.

کارشناس ارشد سرکار خانم فاطه آگهی
مشاوره حقوقی رایگان با وکیل خانواده ۴۴۳۳۵۳۵۸-۰۲۱